رویکرد ایران در قبال آتش‌بس یکجانبه آمریکا هوشمندانه است
رویکرد ایران در قبال آتش‌بس یکجانبه آمریکا هوشمندانه است
علیرضا سلطانی استاد روابط بین‌الملل دانشگاه با اشاره به اینکه تبدیل شدن یک جنگ از پیش برنامه‌ریزی‌شده کوتاه‌مدت به جنگی ۴۰ روزه، خطای محاسباتی بود که رئیس جمهور آمریکا و تیم او در کاخ سفید به آن دچار شدند؛ تاکید کرد: «مهمترین رویکرد ایران در چنین شرایطی، باید تلاش برای رسیدن به توافقی پایدار و همه‌جانبه باشد. تا از این طریق تهدیدهای مختلف اعم از حملات نظامی و تحریم‌های اقتصادی علیه ایران را برطرف سازد.»

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «نخل و نور» به نقل از خبرگزاری ایرنا؛ «دیوار سخت واقعیت» را می‌توان مهمترین عاملی توصیف کرد که رئیس‌جمهور آمریکا را پس از چهل روز جنگ با ایران به اعلام آتش‌بس‌ یکجانبه رساند. جایی که «دونالد ترامپ» با خطای محاسباتی خود، بسیاری از متغییرهای اثرگذار بر این جنگ را نادیده گرفت و با طناب ماجراجویی‌های نخست‌وزیر رژیم اسرائیل وارد چاه جنگ در خاورمیانه با یکی از مهم‌ترین بازیگران این منطقه شد.

انکار توان نظامی ایالات متحده و نیز رژیم اسرائیل گرچه خلاف عقل است اما این توان بزرگ نتوانست، واشنگتن و تل‌آویو را به اهداف اعلام شده و نشده خود در طول ۴۰ روز بمباران ایران برساند و از این رو چه آتش‌بس کنونی را دائمی بدانیم و چه موقت، در هر صورت توان دفاعی ایران توانست ترامپ را مجبور به توقف و بازنگری در سیاست‌های خود چه در حوزه نظامی و چه حوزه سیاسی کند.

این بازنگری اگر فاقد عنصر زیاده‌خواهانه بوده و در عالم واقعیت هم در پی رسیدن به یک صلح پایدار با ایران باشد؛ راه برای رئیس‌جمهور آمریکا باز است اما اگر ترامپ تصمیم بگیرد بار دیگر راهکار نظامی شکست خورده خود علیه ایران را ادامه دهد؛ به نظر می‌رسد تهران این‌بار مصمم‌تر به دفاع از تمامیت ارضی و نیز منافع خود است. به منظور بررسی اهداف رئیس‌جمهور آمریکا در اعلام آتش‌بس و نیز رویکرد تهران به این موضوع با «علیرضا سلطانی» استاد دانشگاه و تحلیلگر روابط بین‌الملل به گفت‌وگو پرداختیم.

هدف ترامپ از آتش‌بس زمینه‌سازی برای یک توافق است تا مجبور به ورود مجدد به جنگ نشود

تحلیلگر مسائل بین‌الملل در پاسخ به این پرسش که تداوم آتش‌بس از سوی رئیس‌جمهور آمریکا به دلیل محدودیت‌های او و از سر ناچاری است یا ترامپ واقعا در پی رسیدن به یک تفاهم با ایران است؛ گفت: از دیدگاه من، جنگ، اولویت رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا، نیست و ترامپ اصولاً جنگ را به عنوان اولین و مهم‌ترین اقدام برای پیشبرد سیاست‌های این کشور چه در قبال قدرت‌های بزرگ و چه در قبال کشورهایی که با او در چالش سیاسی قرار دارند؛ (مانند ایران) قبول ندارد، مگر اینکه مجبور به توسل به جنگ شود که این اجبار می‌تواند از سوی لابی‌های داخلی ایالات متحده، به خصوص لابی اسرائیل ایجاد شده و ترامپ را مجبور به اقدام نظامی کند که در جنگ اول، این نکته مورد توجه است. از سوی دیگر ممکن است ترامپ احساس کند که در صورت ورود به جنگ، حتماً پیروز است و با کمترین هزینه و در کوتاه‌ترین زمان می‌تواند به اهداف خود برسد که این مسئله در مورد جنگ ۴۰ روزه تا حدی قابل توجه است.

سلطانی ادامه داد: ترامپ و تیم سیاسی و نظامی او، در ابتدای جنگ دوم، این تصور و محاسبه را داشتند که با ترور شخصیت‌های سیاسی و رهبر جمهوری اسلامی، زمینه را برای تحقق اهداف به دست بیاورند و در کوتاه‌ترین زمان جنگ را با تحقق اهدافشان به پایان برسانند اما به نظر می‌رسد در این راستا دچار یک خطای محاسباتی شدند. تبدیل شدن یک جنگ از پیش برنامه‌ریزی‌شده کوتاه‌مدت به جنگی ۴۰ روزه، بیشتر یک خطای محاسباتی بود که ایالات متحده و شخص ترامپ و تیمش در کاخ سفید به آن دچار شدند. با این حال، آقای ترامپ به دنبال راهی بود که بتواند با توجه به مقاومت و پاسخ‌های کوبنده‌ ایران به حمله نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل، به گونه‌ای جنگ را کنترل و مدیریت و زمینه خروج پیروزمندانه از آن را برای خود و تیمش ایجاد کند که منجر شد به برقراری آتش‌بس ۲ هفته‌ای توسط وی.

وی با بیان اینکه در این مدت، ترامپ از آتش‌بس به عنوان ابزار فشار، تهدید و ارعاب برای انجام توافق نهایی با ایران استفاده کرد؛ توضیح داد: مقاومت ایران در مقابل این خواسته؛ طبیعتاً ترامپ را که مایل نبود مجدداً آمریکا را وارد جنگ مجدد کند، مجبور به اعلام آتش‌بس یک‌جانبه کرد. آتش‌بسی که ماهیت یک‌جانبه داشت و دارد و هنوز از طرف ایران به لحاظ رسمی مورد تأیید قرار نگرفته است.

سلطانی با بیان اینکه مهم‌ترین، دلیل این رویکرد و راهبرد، صرفاً عدم تمایل ترامپ و کاخ سفید به آغاز جنگ مجدد با ایران است؛ گفت: در عین حال که وی از یک سو فشارهای سیاسی خود و استفاده از ابزارهای رسانه‌ای و سیاسی برای تحت تاثیر قرار دادن افکار عمومی و همچنین مقامات ایران را دنبال می‌کند، از دیگر سو سیاست محاصره دریایی ایران در دستور کار دارد که البته این محاصره دریایی که با روح و راهبرد آتش‌بس منافات دارد، می‌تواند شرایط را مجدداً برای طرفین در یک وضعیت جنگی قرار دهد. هرچند که به نظر می‌رسد آمریکا بسیار حساب‌شده و کنترل‌شده سیاست محاصره دریایی ایران را دنبال می‌کند تا مانع درگیری مستقیم و جنگ مجدد شود.

استاد روابط بین‌الملل درباره رویکرد تهران به آتش‌بس اعلامی از سوی ترامپ هم گفت: سکوت ایران در قبال آتش‌بس یک‌جانبه آمریکا و ترامپ، یک تاکتیک هوشمندانه است که در پیش گرفته شد. در عین حال که این آتش‌بس را با توجه به اینکه از طرف ترامپ مطرح شده، به رسمیت نمی‌شناسد اما به آن عمل می‌کند و اقدامی در جهت شروع مجدد جنگ انجام نمی‌دهد. اقدامی که ممکن است برای ترامپ و آمریکا با توجه به اعلام یک‌جانبه آتش‌بس، امتیاز سیاسی در برداشته باشد و شکست این آتش‌بس می‌تواند برای ایران یک متغیر یا یک امتیاز منفی در هم سطح منطقه‌ای و هم سطح بین‌الملل تلقی شود.

سلطانی افزود: بنابراین علی‌رغم سکوت در قبال آتش‌بس، ایران به این آتش‌بس پایبند است تا آمریکا فرصت یا بهانه‌ای به برای یک اقدام نظامی علیه ایران و همچنین بهره‌برداری سیاسی به نفع خود را نداشته باشد. این رویکرد اگر ادامه پیدا کند و ضرر و خللی به رویکردی که ایران در قبال جنگ در پیش گرفته، وارد نکند؛ می‌تواند رویکردی هوشمندانه و منطقی باشد.

رفتار قلدرمابانه آمریکا رسیدن به توافق پایدار را در مدت زمان محدود، سخت می‌کند

تحلیلگر روابط بین‌الملل در بررسی اهداف و سناریوهای پیش روی ایران و آمریکا توضیح داد: اقدامات و اهداف رئیس‌جمهور آمریکا پس از اعلام دور جدید از آتش‌بس را باید با چند سناریو مشخص مورد بررسی قرار داد، ممکن است هدف از این رویکرد، آغاز مجدد درگیری نظامی با ایران باشد. سناریوی دوم هم نقطه مقابل جنگ، یعنی رسیدن به توافقی پایدار باشد که بتواند مخاصمه بین دو کشور را در طولانی مدت پایان دهد. توافق موقت شامل موضوعات مشخصی چون موضوع هسته‌ای هم می‌تواند سناریو دیگری باشد که ترامپ آن را در ذهن دارد که در این صورت هم نمی‌توان به صلحی دائمی رسید و این سناریو به دلیل تداوم بی‌اعتمادی بین دو کشور می‌تواند تنها زمانی برای تجهیز مجدد جنگ تلقی شود. در نهایت می‌توان در ارزیابی انگیزه‌های رئیس‌جمهور آمریکا شرایط تداوم آتش‌بس و وضعیت «نه جنگ نه صلح» را مورد بررسی قرار داد که با توجه به شرایط اقتصادی داخل ایران این سناریو چندان مطلوب نیست و آثار اقتصادی و اجتماعی مناسبی برای جامعه درپی نخواهد داشت.

سلطانی درباره بهترین رویکرد ایران در شرایط کنونی گفت: مهمترین رویکرد ایران در چنین شرایطی، باید تلاش برای رسیدن به توافقی پایدار باشد. تا از این طریق تهدیدات مختلف اعم از حملات نظامی و تحریم‌های اقتصادی علیه ایران را برطرف سازد. با این همه واقعیت آن است که رفتار قلدرمابانه آمریکا رسیدن به چنین توافقی را در مدت زمان محدود، سخت می‌کند. از این رو باید منطقا ابتدا چارچوبی قدرتمند و قابل اطمینانی برای رسیدن به توافق پایدار به دست آمده و جنگ تمام شود پس از آن می‌توان معضل اعتماد میان دو کشور را با توجه به شرایط به صورت گام به گام پیش برد.

انتهای خبر/